العلامة المجلسي
310
حياة القلوب ( فارسي )
چه باعث شد شما را كه اين كار كرديد ونافرمانى پروردگار خود كرديد ، پس حق تعالى وحى نمود بسوى صالح عليه السّلام كه : قوم تو طغيان وبغى كردند وكشتند ناقة را كه خدا بسوى ايشان فرستاده بود كه حجت أو باشد بر ايشان ، ودر بودن ناقة بر ايشان ضررى نبود واز براي ايشان بزرگترين منفعتها بود ، پس بگو به ايشان كه من عذاب خود را بر ايشان مىفرستم تا سه روز ، پس اگر توبه كردند وبرگشتند ، توبهء ايشان را قبول مىكنم وعذاب را از ايشان منع مىكنم ، واگر توبه نكردند وبرنگشتند در روز سوم عذاب خود را بر ايشان مىفرستم . پس حضرت صالح عليه السّلام به نزد ايشان آمد وگفت : اى قوم ! من رسول خداوند شمايم بسوى شما ، وأو مىگويد به شما كه اگر توبه كرديد وبرگشتيد واستغفار كرديد گناه شما را مىآمرزم وتوبهء شما را قبول مىكنم . چون اين سخنان را به ايشان فرمود ، كفر وطغيان وبغى ايشان زيادة از سابق شد وگفتند : اى صالح ! بياور بسوى ما آنچه ما را وعده مىكردى اگر از راستگويانى . صالح گفت : اى قوم من ! بدرستى كه فردا صبح خواهيد كرد وروهاى شما زرد خواهد بود ، ودر روز دوم روهاى شما سرخ خواهد بود ودر روز سوم روهاى شما سياه خواهد بود . چون روز أول شد صبح كردند وروهاى ايشان زرد بود ، پس بعضي از ايشان بسوى بعضي رفتند وگفتند : آمد بسوى ما آنچه صالح گفت ، پس عاتيان وطاغيان ايشان گفتند : نمىشنويم سخن صالح را وقبول نمىكنيم قول أو را هر چند عظيم است . چون روز دوم شد روهاى ايشان سرخ شد ، بعضي از ايشان بسوى بعضي رفتند وگفتند : اى قوم ! آمد بسوى شما آنچه صالح به شما گفت ، پس عاتيان ايشان گفتند : اگر همه هلاك شويم قول صالح را نشنويم وترك عبادت خدايان كه پدران ما ايشان را مىپرستيدند نكنيم وتوبه نكردند وبرنگشتند . چون روز سوم شد روهاى ايشان سياه گرديد ، پس بعضي از ايشان بسوى بعضي رفتند وگفتند : اى قوم ! آنچه صالح به شما گفت همه واقع شد ، عاتيان گفتند : آمد به نزد ما آنچه